السيد حامد النقوي

86

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و تحديق ، كه مبنى بر محض تزوير و تلفيق ، و بحث تخديع و تنميق و تشدق و تشقيق است ، اين است كه در صورت رفع فعولان هم ، بحسب معنى خلاف عدل معتقد اهل حق است ، و دليل اين است كه هيچ كس از عقلاء نمىگويد كه خمر خالق اسكار است ، و چشم معشوق خالق عشق و جنون در عاشق الخ ، و دليل را با دعوى اصلا ارتباطى نيست ، چه حاصل دليل آنست كه نسبت فتانى و ساحرى كه مدلول لفظ فعولان است بهر دو چشم بحسب حقيقت درست نيست ، و مجازا و مبالغه نسبت فعل بهر دو چشم كرده ، پس از اين دليل هرگز مخالفت عدل در صورت رفع فعولان لازم نمىآيد ، اگر از اين دليل ظاهر مىشود همين قدر ظاهر مىشود ، كه نسبت فعل بهر دو چشم نه بر سبيل حقيقت است ، بلكه مجازا نسبت واقع شده ، و هر گاه مجازا نسبت فعل بهر دو چشم واقع شود ، از اين مجازيت مخالفت عدل كجا لازم مىآيد ، اندك سخن فهميده بايد گفت ، و غلط و خبط را بايد ترك كرد ، مخالفت عدل در صورت رفع فعولان وقتى لازم مىآمد ، كه از آن نسبت قبيحى به حق تعالى لازم مىآمد ، حال آنكه بديهى است كه در صورت رفع فعولان هرگز نسبت قبيحى به حق تعالى متوهم نمى شود . شاهصاحب عجب يد طولى در مباهته و مكابره و قلب حقايق دارند ، كه امرى را كه مثبت اسناد قبيح ببارى تعالى است موافق عدل وامىنمايند و امرى را كه در آن اصلا شائبهء تو هم اسناد قبيحى به حق تعالى نيست مخالف عدل وامىنمايند ، و بمزيد جسارت و مكابره اين را دقت نظر مىپندارند . و بالجمله بعد سماع بطلان ، و وهن و ركاكت اعتراضات شاهصاحب